خواهشمندم تعارف نکنید!


 گزارش ـ زهرا شیشه‌گرها: اگر انسان تعارفی هستید تعارف نکنید و رک و راست بگویید که تعارف جزوی از زندگی‌تان بوده و حاکم بر روابط اجتماعی شماست. خواهشمندم تعجب نکنید و با خود نگویید «طرح چنین مساله‌ای اصلا لازم نیست تا این چنین بدان پرداخته شود» البته حق هم دارید چون اگر انسان تعارفی باشید دیگر پایبندی به چنین اخلاقی جزوی از رفتارهای عادی و روزمره‌ی شما شده و مثل برخی اصلا مطلع نیستید که زیاد تعارف می‌کنید.
ما ایرانیان در دنیا به انسان‌های وفادار، مهمان‌نواز، خونگرم، قدردان، سخاوتمند و ویژگی‌هایی از این قبیل مشهوریم که البته همه‌ی اینها سر جای خود مقدم است اما در خلال پایبندی به چنین خصلت‌هایی گاه دچار زیاده‌روی می‌شویم و اصرار بر انجام هدف و یا عملی ـ البته خوشایند ـ را به مخاطب خود گوشزد می‌کنیم.
اگر انسان تعارفی نباشید حتما در اطراف خود با افرادی که زیاد تعارف می‌کنند مواجه شدید. تعارف کردن در شرایط و موقعیت‌های گوناگون به یک شکل و روش خاصی کاربرد ندارد و به طور حتم نتایج متفاوتی را حاصل می‌کند. انسان‌هایی که زیاد تعارف می‌کنند معمولا خونگرم، خوش‌صحبت، خیرخواه، گاه سیاستمدار و در برخی مواقع با اعتماد به نفس بالا هستند؛ اما بیشتر مشاهده می‌شود فعال در توجیه دیگران و ماهر در به کرسی نشاندن حرف‌ها و مقاصد خود نباشند و با الفاظی نظیر ارادتمندم، مخلصم، به روی چشم، چاکرم، ناقابل است، شما را به خدا بفرمایید، زحمت داده‌ایم، ارادتمندم، هرچه شما بگویید و ... بر بروز دادن ویژگی اخلاقی خود و یا کتمان نظر شخصی خود مبادرت می‌ورزند. این انسان‌ها در جامعه حضور دارند و ضمن فعالیت در شغل‌ها و قرار گرفتن در موقعیت‌های مختلف نقش‌آفرینی می‌کنند.
تعارف در مهمانی دادن
اگر قصد دعوت از فامیل و آشنایان را برای دادن یک مهمانی کاملا خودمانی داشته باشند تا یک هفته قبل از روز موعود تدارک می‌بینند اول فکر می‌کنند چند رقم غذا درست کنند دوم مدل خانه را چطور تغییر دهند تا مهمان‌ها در آن راحت‌تر باشند. سوم؛ چه تنقلاتی تهیه کنند که مهمانان با خوردن آنها میل به غذا داشته باشند روز مهمانی نیز با ورود مهمان‌ها و بعد از یک حال و احوال‌پرسی گرم و صمیمانه یکسره می‌گویند «میوه بفرمایید، شیرینی بفرمایید، تروخدا، بابا چرا تعارف می‌کنید خونه‌ی خودتونه اگر احساس راحتی نمی‌کنید براتون لباس منزل بیاریم؟» خدا نکند که مهمان‌ها هم اهل تعارف باشند که در این صورت جواب می‌دهند: «نه خواهش می‌کنیم، درسته هرچه شما بگین، حتما می‌خوریم، وای چه شیرینی‌های تازه و خوشمره‌ای خریدین! میوه‌هاتون هم خیلی تازه هستن آدرس بدید ما هم از اونجا خرید کنیم».
این روند همینطور ادامه می‌یابد و خانم خانه همچنان در آشپزخانه تشریف دارند و مشغول پخت و پز هستند تا یک موقع غذا بدرنگ نشود!
وقتی شام خورده می‌شود مهمان‌ها تا اتاق پذیرایی را جارو برقی نکشند غیرممکن است پای خود را از خانه‌ی میزبان بیرون بگذارند!
تعارف در انجام یک خواسته
عصر یک روز کاری کاملا خسته‌کننده روی مبل نشسته و لم داده است که زنگ تلفن همراهش به صدا درمی‌آید پشت خط یک همکار قدیمی است که با تماس گرفتنش کاملا غافلگیر می‌شود! صحبت‌های اولیه صورت می‌گیرد تا به جایی برسند که فرد تماس گیرنده از اوضاع کاری و اینکه در روز چه میزان ساعت بیکاری دارد سوال کند؟ فرد تعارفی ما هم می‌گوید تقریبا بعدازظهرها بیکارم انگار که از آن طرف خط منتظر شنیدن چنین سخنی است که می‌پرسد؟ می‌توانی در اتمام پایان نامه‌ام کمکم کنی؟ جواب می‌شنود: پس چی ... رشته‌ات چه بود؟ باستان‌شناسی؛ وای که چقدر من عاشق رشته‌ی باستان‌شناسی هستم البته خیلی دوست داشتم که دانشگاه در این رشته تحصیل کنم؛ ولی شرایطش نیامد، حالا باید چه کار کنم؟ هیچی. 5 عنوان کتاب بهت معرفی می‌کنم و باید فصل‌های مربوط به موضوع پایان‌نامه را بخوانی و خلاصه‌برداری کنی البته خودم هم پنج عنوان کتاب دیگر را خلاصه‌برداری می‌کنم. می‌خندد و می‌گوید: حتما، از کی باید این کار را شروع کنم و خبر ندارد که چه کلاهی بر سرش رفته!
تعارف در اتوبوس
در ایستگاه اتوبوس نشسته و منتظر آمدن اتوبوس است که فردی کنارش می‌نشیند نمی‌داند که چطور سر صحبت را با او باز کرده و به اینجا می‌رسند که او از پالتوی وی خوشش می‌آید و بعد از یکسری تعارف‌ها از قبیل اصلا قابل شما را نداده، می‌خواهید اینو به شما بدم و خودم یکی دیگه بخرم، چشماتون قشنگ می‌بینه و ... ناگهان به ذهنش می‌رسد که بپرسد سایز طرف مقابلش چند است؟ شماره تلفن او را هم می‌گیرد. به وی می‌گوید این دفعه که دوباره برای خرید به تهران رفتم به مغازه‌ای که این پالتو را خریدم سر می‌زنم تا اگر از این طرح داشت برای شما بخرم بعد از آن هم وقتی می‌خواهند سوار اتوبوس بشوند کرایه‌ی او را هم با کارت بلیت حساب می‌کند و جالب اینجاست که کلی پیشنهاد می‌دهد به جای پول نقد از این پس از کارت بلیت استفاده کند!
تعارف در جلب نظر دیگران
فرد تعارفی با یکی که قدرت انتخاب در خرید لباس ندارد راهی بازار می‌شود به اولین مغازه‌ای که می‌رسند پیراهنی نظر همراهش را جلب می‌کند به داخل مغازه می‌روند و لباس را بر تن می‌کند در دل از مدل لباس و رنگ آن خوشش نمی‌آید ولی به این خاطر که دل همراه خود را نشکند مدام از لباس تعریف می‌کند تا جایی که لباس خریده می‌شود و صاحب لباس از اینکه در مهمانی که می‌خواهد شرکت کند با لباس جدید ظاهر می‌شود خرسند است. آنها با همین روش کیف و کفش و مایحتاج دیگری را نیز خریداری می‌کنند و در آخر از او می‌شنود که «من قدرت انتخاب داشتم و خودم خبر نداشتم»
تعارف در خرید سبزی
به علت ابتلا به سرماخوردگی تصمیم می‌گیرد کمی آش بپزد و بخورد به مغازه می‌رود تا سبزی آشی بخرد. مغازه‌دار تبلیغ می‌کند که سبزی خورشتی تازه و مرغوبی همین امروز برایش آمده و او را تشویق به خرید می‌کند و فرد تعارفی قصه‌ی ما نیز ضمن تایید این موضوع دست به کار می‌شود و پیشنهاد 10 کیلو سبزی خورشتی، 10 کیلو پلویی و ... را می‌دهد و در پایان مجبور می‌شود صندوق عقب ماشین که سهل است ردیف پشت خودروی خود را هم پر از سبزی کند.
چه شود؟ شما هم دعوت هستید تا هر رقم غذایی را نوش جان کنید که داخل آن سبزی وجود دارد تروخدا تعارف نکنید یه شب اصلا همین امشب با خانواده تشریف بیارین منزل ما شب زمستونی دور هم باشیم. حتما تشریف بیاریدها منتظریم...


شنبه 2 بهمن 1389
10:15:51
 
 
Copyright © 2020 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT