حساب ملت؛ حساب ولایت


روشن است که در جمهوری اسلامی آنکه می‌تواند از سوی ملت حرف تعیین‌کننده‌ای بزند و حتی تصمیم بگیرد؛ مقام ولایت و رهبری است. درست است که رئیس‌جمهور و نمایندگان مجلس شورای اسلامی و شورای شهر و روستا هم از طرف مردم انتخاب می‌شوند، اما این انتخاب برای ماموریتی است که برای تصدی شغلشان تعریف شده است.
اعضای شورای شهر با رای مردم منطقه خود وارد شورا می‌شوند و بدیهی است که فقط در کارهایی از طرف مردم وکالت دارند که برای اعضای شورای شهر تعریف شده است.
نمایندگان مجلس شورای اسلامی هم با آنکه رای منطقه خود را دارند اما نماینده کل ملت محسوب می‌شوند. اما این به آن معنا نیست که هر جا بتوانند به نمایندگی از کل ملت تصمیماتی بگیرند که در چارچوب وظایف نماینده مجلس تعریف نشده است.
رئیس‌جمهور هم به پشتوانه رای ملت سکان اجرایی کشور را در دست می‌گیرد. اما تنها در محدوده اجرایی کشور می‌تواند از سوی ملت حرف بزند و تصیم بگیرد. هیچ رئیس‌جمهوری در ایران رهبر مردم نیست و در تمام زمینه‌های زندگی آنان نمی‌تواند به وکالت از سوی آنان صحبت کند. اگر کرد یعنی متوهم شده است.
این پست البته استعداد این توهم‌پذیری را دارد به خصوص برای کسانی که در رجل سیاسی بودن آنقدر نمانده بودند! که کاملا آماده‌ی پذیرش این پست باشند.
دنیا هم امروز می‌داند که حتی رئیس‌جمهور ایران اگر درباره یک مساله مهم مثلا مذاکره با آمریکا حرفی از سوی ملت بزند؛ این حرف جدی نیست کمااینکه اظهارات این چنینی آقای احمدی‌نژاد که چند بار هم تکرار شد؛ از طرف آمریکا هیچگاه جدی گرفته نشد.
حتی در مورد تحریم‌ها و مساله هسته‌ای که ظاهرا یک مساله اجرائی است؛ اروپا و آمریکا می‌داند که با نماینده ـ معاون و حتی وزیرخارجه رئیس‌جمهور ایران نمی‌توانند مذاکره کنند، چون اگر تصمیماتی هم اتخاذ شود؛ ضمانت اجرایی ندارد، زیرا همگان می‌دانند در ایران آنکه در اینگونه موضوعات از طرف ملت تصیم می‌گیرد؛ رئیس‌جمهور نیست.

مدتی است اما آقای دکتر احمدی‌نژاد سخنانی فراتر از موضوعات مرتبط با ریاست جمهوری به زبان می‌آورد، آن هم به نمایندگی از سوی مردم که تامل‌برانگیز است.
رهبر یک کشور یا رهبر یک جناح سیاسی ممکن است از طرف مردم سخن بگوید که مردم چنین می‌خواهند و چنان خواهند کرد. اما رئیس‌جمهور ـ‌ رئیس مجلس ـ رئیس قوه‌ی قضائیه و رئیس هیچ نهاد دیگری نمی‌توانند و حق ندارند چنین سخن بگویند زیرا قانون اساسی چنین حقی را برایشان تعریف نکرده است.
نگاهی به جملاتی که آقای احمدی‌نژاد این اواخر خصوصا در سفر خوزستان به زبان آورده‌اند؛ صرف‌نظر از نوع ادبیات سخنرانی ایشان که تازگی ندارد؛ حاوی مطالب تامل‌برانگیزی است «پیغام دادند که فلانی اگر رویت را زیاد کنی پدرت را درمی‌آوریم» منظور چه کسانی است؟ روسای قوا و مقامات که با این ادبیات چاله میدانی صحبت نمی‌کنند، آنها حقوق و وظایف خود را می‌دانند و می‌دانند اگر قرار بر نظارت بر قوه‌ی مجریه باشد راه قانونی کدام است. آیا اراذل و اوباش برای رئیس‌جمهور مملکت چنین پیامی می‌فرستند؟ آنها که قدرت برخورد با رئیس‌جمهور را ندارند. آیا این حرف به غیر از این معنا دارد که کسانی که قدرت برخورد و نظارت بر رئیس‌جمهور را دارند، چنین ادبیاتی دارند یا اینکه در خوش‌بینانه‌ترین تحلیل، قدرت پشت پرده (مافیا) چنین پیامی به ایشان داده است. آیا کسی می‌تواند تا این اندازه سیاه‌نمایی ساختاری کند؟
«شما عددی نیستید در برابر ملت که بخواهید برخورد کنید» چه کسی قرار است با آقای رئیس‌جمهور برخورد کند که در برابر ملت عددی نیست؟ اگر عددی نیست، پس چگونه می‌تواند برخورد کند؟ کدام قانون به رئیس‌جمهور حق داده است که به عنوان رهبر اپوزیسیون ملت را در برابر قدرتمندترین نهادهای نظام که قادر به برخورد با ایشان هستند، بشوراند؟
اگر باز هم مصلحت نظام نبود که این چند ماه باید بدون سر و صدا و آشوب تمام شود تا سر کار آمدن رئیس‌جمهور بعدی؛ همین اظهارات آقای احمدی‌نژاد قابل پیگیری قضایی و امنیتی و سیاسی نبود؟ کسی که با پرچم ولایت‌مداری نردبان ترقی دنیایی را سه پله یکی طی کرده است؛ چگونه شده است که امروز حساب ولایت را از حساب مردم جدا می‌کند؟
ادبیات ـ منویات ـ نوع مدیریت ـ پایبندی به اصول آقای احمدی‌نژاد تغییری نکرده. اشتباه نکنیم! طرف حساب آقای احمدی‌نژاد عوض شده است. اگر امروز هم او را نقد کنیم به خاطر طرف حسابش و نه روشش؛ این از اصول اصولگرایی نیست.




چهارشنبه 4 ارديبهشت 1392
07:36:37
 
 
Copyright © 2019 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT