ملاحظاتی درباره حکم ناصرالدین شاهی


با تشکر از استاد گرانقدر حاج کریم باریک‌بین که کپی این حکم را در اختیار روزنامه قرار دادند
سیدعبدالعظیم موسوی
ـ1ـ کل پاراگراف اول نامه، جدای از تعابیری که به آن خواهیم پرداخت، نشان از فهم ناصرالدین شاهی و روزگار قجر از حکومت پادشاهی دارد.
اینکه امنیت باید باشد و کسی از حکام نباید به مردم اجحاف کند؛ ماهیتا حق مردم یا به دلیل سفارش دین و خدا و اخلاق نیست. بلکه این هدیه‌ای است بیش از حق مردم به شکرانه اینکه خداوند وجود اقدس ناصرالدین شاه را پدر رعیت و نوکر! و مالک جانشان و گردنشان گردانید.
ـ2ـ در جائی که حضرت علی (ع) در اوج واقعگرائی می‌فرماید «دو کس نسبت به من هلاک می‌گردند دوستی که زیاده‌روی می‌کند و دروغ‌پردازی که به راست سخن نگوید.»
ناصرالدین شاه روش حکومتداری را از قضا فاصله‌ی بین حکومت و مردم می‌داند نه نزدیکی آن. در واقع همزمان با بالا بردن خود تا مرز قداست ـ پدر رعیت و برگزیده خدا و مالک رقاب (گردن) مردم؛ ملت را رعیت ـ نوکر و فاقد مالکیت هر چیز حتی جان خود معرفی می‌کند.
ـ3ـ ناصرالدین شاه می‌داند که فاصله‌ای این چنین سهمگین بین حکومت و مردم نمی‌شود با حکام و عمال و ماموران و کدخدایان حلال‌خور و مقید به حقوق مردم پر شود. وقتی که پادشاه خود را در این فاصله ببیند؛ نفر بعدی خودش را با فاصله کمتر از مردم نمی‌بیند بلکه با فاصله کمتر از پادشاه می‌سنجد بنابراین او نیز مردم را مشتی رعیت گوسفند و فاقد حقوق اساسی و غیراساسی می‌داند و نفر بعدی نیز همینطور.
در مملکت ما هنوز هم جمله امام که «ما نوکر مردم هستیم» در رفتار کارگزاران ما جا نیفتاده است. این فاصله در ذهن بسیاری از عمال دولت هنوز رسوب دارد و مردم و ارباب رجوع را رعیت فرض می‌کنند و فاقد هر حقی. اگر یک ارباب رجوع به کارمند یک اداره دولتی بگوید کارم را امروز باید انجام بدهی نه فردا؛ چند کارگزار او را واقعا ارباب خود می‌دانند نه رعیت فاقد حقوق؟
اگرچه ناصرالدین شاه در این نامه با برقراری تنبیهات و سیاست‌های متعدد و متنوع می‌خواهد جلوی این اجحافات را بگیرد اما نمی‌تواند زیرا وقتی ساختار غلط باشد؛ با تنبیه عمال نمی‌شود جلوی تعدی را گرفت اگرچه به قیمت پنهان کردن اجحاف می‌توان از شدتش کاست.
در زمان شاه جمله معروفی بود می‌گفتند بگو جاوید شاه آن وقت حق داری هر چه دلت می‌خواهد به نخست وزیر بگوئی.
در برهه‌هائی هم این جمله درست بود اما قابل تعمیم به همه زمان‌ها نیست. چرا؟ چون این گزاره در ماهیت خود دچار یک تناقض است.
نخست‌وزیر با قدرتی که از شاه نشسته بر کرسی مقدس می‌گیرد می‌تواند حکومت کند. اگر قرار باشد با یک جاوید شاه نخست وزیر متزلزل شود، کرسی آن پادشاه هم متزلزل می‌شود. بنابراین حکومت باید تکلیف خودش را در هرم سیاسی روشن کند. یا دیکتاتوری هست پس عمال حکومت هر کاری بخواهند می‌کنند و به این طریق و با حکومت وحشت به حاکمیت ادامه می‌دهند. یا با کم کردن فاصله حاکم با مردم. هرم سیاسی شکل طبیعی خود را باز می‌یابد و این در گرو مقدس ندانستن حاکم و نظارت مردمی بر او و جاویدان نبودن اقتدارش است.
بنابراین نمی‌شود پادشاه در منطقه قدسی قرار بگیرد و مالک رقاب باشد و رعیت و نوکر فاقد هرگونه حقوق شخصی و اجتماعی، آن وقت عمال و مامورین دیوانی ستم نکنند و اگر کردند بشود با تنبیهاتی این چنین که در این نامه مقرر شده جلوی آن را گرفت.
ـ3ـ با بعضی از دوستان که در‌باره‌ی این نامه بحث می‌کردیم نظرشان این بود که ببینید ناصرالدین شاه برای اینکه عمالش اجحاف به مردم نکنند چقدر از حقوق مردم دفاع کرده است؟‌ به مردم حق داده؛ با چوب و چماق بیفتند به جان مامورین ظالم و آنها را دستگیر کنند و به مراجع بالاتر (یعنی همان‌هایی که اینان را فرستادند!!) تحویل دهند. و نظرشان این بود که مردم در برابر مامورین مالیاتی امروز چه قدرت مقابله‌ای دارند؟
در حالی که سازماندهی نوین مالیاتی به گونه‌ای است که در هیچ جای دنیا اجازه داده نمی‌شود مردم سر خود کاری بکنند بلکه دادگاه‌های تجدیدنظر و غیره وجود دارد که مردم بتوانند از حقوقشان دفاع کنند اما اگر باز هم ساختار به گونه‌ای باشد که حاکم برگزیده خدا باشد نه برگزیده مردم، فرق چندانی نمی‌کند: زیرا این بار عمال نه از سهم مردم بلکه از سهم حکومت می‌دزدند. اگر بخواهد می‌تواند قلم را به چپ یا راست بچرخاند بنابراین با گرفتن رشوه به راست و برای نقره داغ کردن مودی به چپ می‌چرخاند.
حرف اول و آخر این است که عمال و مامورین دولتی فقط در یک صورت از ستمگری و اجحاف ممانعت می‌شوند. از یک طرف مردم صاحب حقوق شناخته شوند و حکومت به آنان اعتماد به نفس بدهد و حق را غیرمنفک از تکالیف مردم بداند. حق را به مردم عطاء نکند. بلکه حق مردم را ادا کند! و به آن احترام بگذارد و مردم را صاحب حق بداند و از آن طرف حاکمیت را مالک رقاب مردم نداند. البته حکومت می‌تواند و باید گردن گردنکشان متعدی به حقوق مردم و نظام را بگیرد اما مالک رقاب همه‌ی مردم عادی نیست. در یک کلمه خون مردم برای هیچ حاکمی حتی پیغمبر خدا اگر باشد مباح نیست. اما مجازات جنایتکاران و بزهکاران لازم بلکه واجب است.
ـ4ـ از موارد قابل توجه این نامه محاسبه دقیق و متمرکز مالیات روستاهای مختلف توسط حکومت و به حساب «سیاق» است که در قسمت وسط نامه به تحریر درآمده است و به دلیل فقدان حروف سیاق در کامپیوترهای موجود؛ غیرقابل حروفچینی است و عینا در وسط نامه اصلی که تصویر آن به چاپ می‌رسد آمده است.
ـ5ـ در عین حال که حکومت شاهنشاهی قائل و مایل به کم کردن فاصله خود با مردم نیست؛ عواقب وخیمی را برای کارگزاران ستمکار پیش‌بینی کرده است که به نظر اینجانب برای حفظ ظاهر و تظاهر به عدالت محوری نزد مراجع و مجتهدین شیعه همعصر بوده است و مورخین باید نظر بدهند که آیا چنین تنبیهی حتی یک بار در تاریخ عمل شده است؟ در حالی که پادشاهی بدون اجحاف و ستمکاری نمی‌شود!
در این حکم صراحتا آمده است که اگر مباشرین دیناری بخواهند بیشتر از آنچه که در این برگه مالیاتی آمده مطالبه کنند مردم قریه می‌توانند او را دستگیر کرده به زنجیر کنندو به دیوان حکومت تحویل دهند ...

حکم ناصرالدین شاهی مالیات قریه سورین رودبار قزوین
به شکرانه اینکه خداوند عالم جله عظمه و عمت نعمته وجود اقدس ما را برگزید و ما را نازل منزله پدر رعیت و نوکر و مالک رقاب امم گردانید. بر خود لازم می‌دانم که عموم نوکر و رعیت ممالک محروسه ایران در مهد امن دامان غنوده و ابدا از جانب احدی چه حکام و چه عمال و چه کارگزار و چه کدخدایان و چه مامورین دیوانی و حکومتی بقدر ذره‌ای تعدی و بی‌حسابی و اجحاف و فروعات مقرر دفتری بهیچ اسم و رسم بر کسی از نوکر و رعایای قرا و بلوکات و غیره وارد نیاید. لهذا در این سال فرخنده فال ئیلان ئیل این فرمان همایون صادر، مقرر می‌شود که حکام و مباشرین امور دیوانی قریه سورین من محال رودبار من اعمال قزوین بدانند که مالیات قریه مزبور را دیوانیان عظام از دفترخانه مبارکه، اصلا فرعا از قرار تفصیل ذیل مشخص و معین کرده‌اند، نباید حبه و دیناری به هیچ اسم و رسم زیاده بر آن مطالبه و معامله نمایند. این یرلیغ بلیغ و غیره بخواهند در عرض سال زیاد از آنچه در این فرمان همایونی تشخیص یافته است.
و فرمان مبارک‌پسند و قریه مزبوره است که، اگر حکام و مباشرین جزء، اعم از دیوانی و غیر‌دیوانی، از کدخدایان و محصلین حکام درین فرمان همایون تشخیص یافته است، مطالبه نمایند، رعایا اذن ندهند و جواب بگویند و باز ماذون می‌باشند که هرکس زیاده بر مالیات دیوانی مفصله فوق بخواهد چیز مطالبه کند و شلتاق نماید، رعایای قریه‌ی مزبوره ماذون و مرخصند که آن شخص مطالبه‌کننده را، هر که می‌خواهد باشد، گرفته، در حبس و زنجیر نگاه دارند و به دربار معدلتمدار همایون در طهران بعرض اولیای دولت برسانند، تا او را و آن ‌کسی را که او را برای این مهم فرستاده است، در کمال افتضاح به سیاست دولتی برسانند. به علاوه مقرر می‌شود که حکام و مباشرین جزء اذن ندارند به اسم جریمه، چیزی از رعایا اخذ و دریافت نمایند. اگر به این اسم چیزی مطالبه نمایند، همان حکم تنبیه و سیاست فوق را دارند که در زیادتی مالیات معین شده است، حسب المقرر معمول و در عهده شناسند. تحریراً فی شهر رمضان مبارک 1285


شنبه 12 اسفند 1391
09:14:56
 
 
Copyright © 2019 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT